ads1
ads3
تغییر رنگ سایت

شبکه های اجتماعی جامعه

آرشیو
آرشیو
آرشیو
Print This Post

از آگورای آتن تا شورای شهر بوشهر

اگر درست خاطرم باشد ارسطو جایی گفته بود: ایرانیان با همه شکوه و عظمتی که در پادشاهی و تمدن شان دارند همواره از نبودِ «آگورا» در رنج اَند.

آگورا در یونان باستان میدانی بود که نقشِ مرکزیت شهر را ایفا می کرد. معمولا در وسط میدان مراسم های عمومی و آیین های مذهبی برگزار می شد. در اطراف میدان قاضی ها به داوری میان مردم مردم می پرداختند و به نوعی آگورا بستری بود که جامعه مدنی باستان در آن جریان می یافت.
مهم ترین قسمتِ آگورا همین گفتگو کردن افراد با یکدیگر و عرضه اندیشه ها و بازخورد فکری میان انسان ها بود. یونان به واسطه آگوراهایش، افلاطون و ارسطو تربیت می کرد و آغازگرِ معرفت و حکمت بشری گردید. اما در مورد ایرانِ ما، با وجود تمدن باشکوه هخامنشی و معماری های بی نظیرش ارسطو حق داشت که بگوید ایرانیان محلی برای عرضه اندیشه هایشان و گفتگو با یکدیگر ندارند. به گمانم اگر ارسطو امروز عصر مهمانِ شهر ما بود با افسوس می گفت: ایرانیان هنوز هم آگورای واقعی ندارند!
جلسه شورای شهر ما به هرچیزی شباهت دارد غیر از مکانی برای عرضه اندیشه و گفتگو میان افراد. اگر ارسطو امروز مهمان عمارت امیریه بود پیش از همه چیز از تاخیر اعضا تعجب می کرد. جلسه امروز عصر شورا با ۲۵دقیقه تاخیر شروع شد.به ظاهر افراد می خورد اَمری عادی و طبیعی در حال اتفاق است و همین نکته بیش از هرچیز آزار دهنده بود. آخرین عضو جلسه امروز با ۵۰دقیقه تاخیر وارد اتاق شد و این در حالی بود که فقط ۶نفر در جلسه حضور داشتند. رییس شورا و ۲نفر دیگر غایب جلسه امروز بودند.
نکته دیگری که ارسطو را امروز عصر متعجب می کرد رعایت نکردن بدیهیاتِ یک جلسه رسمی بود. از ساده ترین اصول آداب معاشرت گرفته تا بالاتر. به عنوان مثال موقع صحبت کردن یک نفر، دیگران باید سکوت کنند؛ نه این که در گوشی باهم صحبت کنند یا مشغول به کار با تلفن همراه خود باشند. احتمالا این مهم پس از نیم ساعت برای ارسطو قصه ما به امری طبیعی بدل می شد. چرا که «تقریبا» تمام اعضای حاضر در جلسه، اعم از اعضای شورای شهر و معاونان شهرداری به دفعات این امر بدیهی را نقض می کردند. راستش کمتر اتفاق می افتاد موقع صحبت یک نفر همگان گوش فرا دهند!
یادم می آید برای جلسات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مان قانون گذاشته بودیم قبل از جلسه تلفن همراه خود را خاموش کنیم. ای کاش اعضای محترم شورا جدیت ما را داشتند. ما که نه سوادمان به اندازه آن هاست، نه سال ها در ادارات رسمی مدیر و معاون بوده ایم. از صحبت های درِ گوشی در هنگامِ صحبت کردن افراد که بگذریم، فریاد زدن های بیهوده و با صدای بلند باهم صحبت کردنِ اعضا ارسطوی ما را به سردرد دچار می کرد. چنان چه من و دیگر دوستان خبرنگار را به همین مشکل دچار کرد.
ای کاش اعضای شورای شهرمان می دانستند با فریاد زدن و گفتن: «راهکار می خواهیم، راهکار» هیچ راهکاری به وجود نمی آید. اگر امیدی به یافتن راهکار باشد باید در گفتگوی آرام و شنیدن نظرات یکدیگر به دنبالش گشت. اگر بنابر بلند کردن صدا و همهمه باشد که لات های سرمیدان بهترین گزینه برای برطرف کردن مشکلات شهری هستند!
گمان میکنم ارسطوی قصه ما پس از یک ساعت می توانست تشخیص دهد بوشهرِ ما با چه مشکلاتی روبروست؛ و راه حل برطرف کردن مشکلات را ابتدا در تمرین اعضا برای رعایت کردن همین اصول بدیهی می دانست. این که وسط جلسه با ورود یک شهروند به آن شکل نظم جلسه بهم بخورد یا اعضا درباره خوش تیپ بودن یکدیگر نظر دهند؛ گره ای از مشکلات ما باز نمی کند.
شاید تعجب کرده باشید چرا این اتفاقات تا این اندازه برایم عجیب بود؟!
می دانید حقیقت امر این است که این اولین تجربه من از حضور در جلسه شورای شهر بود و چیزی که برای همگان عادی شده است مرا حیرت زده کرد.
متاسفانه یا خوشبختانه آشنایی نزدیکی با هیچ کدام از اعضا ندارم پس این یادداشت را از سر حُبّ و بُغض ننوشته ام. تنها امیدوارم نوشتنش نتیجه ای داشته باشد. به سمع و نظر منتخبین مردم بوشهر برسد و در رفتار خود کمی تجدید نظر کنند. آنگاه «شاید» بتوانیم با کمک یکدیگر گره ای از مشکلات این شهر باز کنیم.

اخبار مرتبط
نظرات

تیتردو

گفتگو با علی برزگر، مسئول جمعیت امام علی بوشهر
نام جمعیت امام علی را همۂ ما حداقل یک بار شنیده ایم. دیدن هر روزۂ کودکان کار بر سر چهار راه ها یا در پارک ها باعث شده کمابیش با نام این تشکل مردم نهاد و فعالیت هایش آشنایی نسبی داشته باشیم. لینک کوتاه:
آرشیو

مقالات

سعید ربیعی
فساد سیاسی، جزئی یا نظام‌مند؟
ساره واعظی لقب
«آبی یا صورتی»؟
آتنا مرکزی
نقش زنان در افزایش سرمایه های اجتماعی
آتنا مرکزی
خشونت علیه زنان: خشونت علیه جامعه
ملوین کانر
فرهنگ جوانان امروز ستایندۀ مرگ است
سمیرا بهزادی
فتوت ایرانی در دوره ایلخانی
محسن رنانی
فردا اول خلقت است
حمیدموذنی
یازدهم سپتامبر مبدا جهان جدید
ناصر فکوهی ۶۶
پیکان: ظهور و سقوط یک «افتخار ملی»
آتنا مرکزی
تبعیض جنسیتی در کابینه دوازدهم
مهدی یسری
مفهوم برنامه ریزی فرهنگی
ستاره تناور
مدنیت،شهروندی و کنش های معطوف به اخلاق
محمد رضا فولادی
چرخه حیات تروریسم جهادی در خاورمیانه
کیتی رویف
نویسندگان بزرگ چطور با مرگ زندگی کردند؟
محسن رنانی
جوانه‌های بلوغ در شمالِ جنوب
محمد فاضلی
کلنگ‌ها را غلاف کنید
نسرین ریاحی
مرزها در گام معلق لک لک ها
علی آتشی
جایی میان رمانس و خشونت
درک تامپسون
خودتان باشید
مهتا بذرافکن
چرا آب در ایران امنیتی شد؟
مسعود نیلی
در ضرورتِ کینه‌زدایی از سیاست
محمد فاضلی
باید خشمگین باشیم: بحران محیط زیست
تونی جات
از تاریخ چه آموخته‎ایم؟ احتمالاً هیچ
بهروز غریب‌پور
معلق در فضا
آتنا مرکزی
سهم زنان از امید
زیگمونت باومن
سلامتی و نابرابری
حمید موذنی
استاد ایرانی و آسیب شناسی چاپلوسی اجتماعی در ایران
اولریش بک و الیزابت بک‌گرنشایم
آشوب جهانی عشق
 
مصطفی ملکیان
در مصائب فقدان گفت و گو
حمید موذنی
کمدی اطلاع‌رسانی و تراژدی واقعیت خبر در ایران
مارگارت پکسن
صلح چیست؟
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی پیش رونده یا تدریجی
علی آتشی
آوار اندیشه های شریعتی برای ما
داوید لوبروتون
انسان شناسی رنج ودرد
حمید موذنی
جهان در گیر ودار یک حرف
محمدرضا فولادی
اصلاح طلبی در عصر پسا هاشمی
شهلا اعزازی
شکل نوین خانواده
مصطفی مهرآیین
تاملی بر فساد
مهتا بذرافکن
خشونت علیه زنان در محیط کار
آکا صفوی
خیام خوانی
آرشیو